گل صحرا

۱۳۹۴/۰۳/۲۱
شماره خبر : 152

یک تن ضعیف و یک کاروان اسیر! نگاهی دیگر به معضل مقالات علمی پژوهشی

همین امروز چهار مورد مراجعه برای یک مشکل مشابه داشتم. چهار دانشجویی که باید مقاله علمی پژوهشی می داشتند تا بتوانند از پایان نامه خود دفاع کنند.
بنده درک می کنم که اصل این رویه کاری است که هم در دنیا معمول است و هم از نظر پیشرفت علمی اقدامی درست. به هر حال هر دانشجویی وقتی یک تا سه سال پایان نامه ای را می نویسد باید محصول خالص علمی کار خود را در یک یا دو مقاله عرضه کند. جای عرضه آن هم مجله ای است که اصولی برای درج مقالات و چاپ آنها دارد و حالا در داخل به عنوان مجلات علمی پژوهشی و اگر خارجی باشد به عنوان مقاله I S I می شناسیم.
اما مشکل درج مقالات دانشجویان در آنها از حد معمول گذشته و حاشیه های زیادی پیدا کرده است که ادامه آنها به اصل کار آسیب خواهد زد مگر آن که راه حلی برای آنها پیدا شود. در اینجا اصلا نمی خواهم در باره مشکل نگارش پایان نامه ها خارج از دانشگاه و به صورت های تقلبی و استیجاری صحبت کنم، همین طور نمی خواهم در باره کارهای ساختگی چاپ مقالات در مجلات خارج از کشور که غالبا وضع مفتضحی دارد مطلبی بنویسم بلکه هدفم فقط همان مشکلی است که در ابتدا عرض کردم.
برخی از مشکلات کار دانشجویان برای چاپ مقاله در مجلات علمی پژوهشی عبارت است از:
1-. به دلیل اجباری که برای چاپ مقاله در چنین مجلاتی وجود دارد، و این مشکل انواع و اقسامی دارد که ممکن است به ضعف مقاله یا نبودن ظرفیت یا عدم وجود ارتباط با مدیران و مانند اینها باشد، زمینه نوعی فساد به خصوص فساد مالی فراهم می شود. در این زمینه افرادی از دو طرف گرفتار پیشنهادهای مالی شده و زمینه ای را برای گسترش حرام خواری در این حوزه پدید می آورند. گاه شنیده شده که مبالغی تا دو میلیون برای درج یک مقاله پیشنهاد یا گرفته می شود که امیدوارم این موارد بسیار نادر یااصلا نباشد.
2-طول کشیدن زمان بررسی مقالات که امری عادی شده و گاه یک سال و حتی بیشتر به درازا می کشد، کار دفاع دانشجویان را به عقب انداخته و فرصت های زندگی آنها را از دستشان می گیرد. طبیعی است که تاخیرهای یکساله برای دفاع انواع هزینه های را برای دانشجو و دانشگاه ایجاد کرده و به خصوص وضع چنان می شود که دانشجو از وضع تحصیل و تحقیق دور شده و سراغ دیگر مسائل زندگی خود رفته و از موضوع اصلی پایان نامه خود برای مدتی فاصله بگیرد.
3- از سوی دیگر امتیازی که به استادان بابت چاپ مقالاتشان در این مجلات تعلق می گیرد و زمینه ارتقاء یا دریافت وجوهی از دانشگاه می شود، اغلب کار دانشجویان را به تاخیر می اندازد. این موارد مربوط به زمانی است که کسانی با اعمال نفوذ یکسره به چاپ مقالات خود می پردازند. به طوری که همین اواخر شنیده شد که یک استاد ده مقاله از پایان نامه دکتریش در یک مجله که زیر نظر خود او بوده چاپ کرده است. این چیزی بود که در رسانه ها آمد و بنده در باره آن قضاوتی نمی کنم. نتیجه این امر خسارتی است که دانشجو باید متحمل آن شود.
4- در اغلب موارد که بخشی از پایان نامه به نام دانشجو همراه با استاد و مشاور چاپ می شود، استاد حتی یک مرور ساده هم بر مقاله نمی کند. بنده خود بارها به چشم دیده ام که استاد حتی رنگ مقاله را هم ندیده است. معلوم نیست چگونه چنین مطالبی به نام استادی منتشر می شود در حالی که روح او هم از آن خبر ندارد. خواهید گفت به هر حال او استاد راهنماست، اما خواهم گفت که چون نظارتی بر کارا راهنمایی استادان نیست، عملا اصل کار از خاصیت و هدفی که در کار بوده فاصله خواهد گرفت و جامعه از این دانش طرفی نخواهد بست. شده است که دانشجو با سرهم بندی مقاله ای را نوشته یا آن را از جایی برداشته و پس از چاپ آبروی استاد را هم برده است.
5- جالب است که در برخی موارد نام سه تا چهار نفر و حتی بیشتر روی مقاله آمده است. در این صورت شک نباید کرد که نوعی بده بستان در کار است. یعنی کسانی هستند که نام رفقای خود را هم روی مقاله می گذارند تا برای او هم امتیازی ثبت شود و طبعا او هم در عوض کاری برای آنها انجام خواهد داد یا در جای دیگری نام وی را خواهد آورد. آنها که با محاسبه امتیازات آشنایند می دانند که در هر حال هر دو سود کلانی خواهند برد بدون آن که در این میانه زحمت جدی کشیده باشند. این در حالی است که گاه موضوع این مقالات در حوزه علوم انسانی چنان محدود و گاه چنان غیر علمی است که حتی بودن نام یک نفر هم روی مقاله زیاد است چه رسد به نام سه تا پنج نفر! در یکی از این مجلات که بنده به عنوان عضو هیئت تحریریه هستم، به طور تقریب هشتاد درصد مقالاتی که می رسد رد می شود در حالی که انبوهی از اسامی استادان دانشگاه های عجیب و غریب همراه نام دانشجوی مربوطه روی مقالات آمده است، چیزی که نشان می دهد این رویه به یک دکان تبدیل شده است.
6- بارها دیده شده است که دانشجو عاجزانه از استاد خواسته است که اجازه دهد نام او کنار مقاله اش باشد، چرا که اگر نباشد جایی به چاپ نخواهد رسید. این به چه معناست؟ معنایش این است که کسی برای کار علمی ارزشی قائل نیست و تا نام استادی کنار دانشجو نباشد مورد توجه مدیر مجله قرار نخواهد گرفت. و این درست در حالی است که استاد مربوطه اگر خیلی هنر کند، تنها نگاهی به مقاله می اندازد، اما اصولا چون در آن زمینه ورود جدی نداشته، پیداست که هیچ مطلب مهمی به ذهن مبارکش نخواهد رسید. فراوان دیده شده است که نام استادی در انواع و اقسام مقالات با حوزه های پژوهشی مختلف در کنار نام دانشجو آمده در حالی که یقین داریم استاد مربوطه در بیشتر این حوزه ها ورودی ندارد و معلوم است که صرفا با نوعی رفاقت و بند و بست این تقارن میان نام دانشجو و استاد آمده است.
7-در تمام دورانی که ما در تاریخ علم وادب با آن آشنا هستیم همیشه حقوق معنوی واقعی یک نوشته با نسبت دادن آن به یک نویسنده مشخص محفوظ بوده است اما مع الاسف در اینجا این حق به مقدار زیادی نادیده گرفته شده و صاحبان واقعی اندیشه ها شناخته نخواهند شد. در مورد یک مقاله اگر واقعا کار مشترکی بین استاد و دانشجو باشد، می توان به اشتراک حق معنوی آن دو در آن نوشته نظر داد و اما این در حالی است که اغلب استادان ما حتی اشراف درستی هم بر مقاله ندارند و در نگارش آن سهمی ندارند، بنابر این چطور می توان به اشتراک این حق نظر داد؟ به نظر می رسد باید فکری کرد تا صاحب هر مقاله و نویسنده هر نوشته، چنان که هزاران سال چنین بوده، به نوعی مشخص باشد و البته قید شود که فلان استاد مشرف بر این مقاله بوده است. اما چاپ مشترک مقاله برگرفته از یک پایان نامه به اسم دانشجو و استاد دست کم میان ما ایرانیان که اکثریت قریب به اتفاق همراهی واقعی استاد را در نگارش سراغ نداریم، یک مشکل جدی است. در واقع کار مشترک ممکن است وجود داشته باشد اما اینها که ما شاهدش هستیم واقعا کار مشترک نیست. بنابرین شاید بهتر باشد کمی تامل کنیم و ببینیم آیا می توان به وضعیت قبلی برگشت و درعین حال حق استاد و مشاور را حفظ کرد یا نه.
8-در مواردی که بنده خود به نوعی کار بررسی را انجام می دادم مشاهده کردم که یک استاد با ده دوازده مقاله دانشجویانش قصد ارتقای علمی دارد. در حالی که یقین دارم با بند و بست از یک پایان نامه ارشد دانشجویش چهار مقاله مشترک به اسم خود و او چاپ کرده است! من می پذیرم که او حق بزرگی برای استادیش دارد اما او باید با نوشته های خودش از مقاله و کتاب استادیش را ثابت کند. دانشگاه باید با کار خود استاد که مطمئن به آن است استاد را ارتقاء دهد. آنچه در حال حاضر وجود دارد محک خوبی برای سنجش اساتید نیست مگر آن که همزمان کارهای جدی از خودشان هم داشته باشند.
اینها گوشه ای از ایراداتی بود که به ذهن بنده رسید. باز هم تاکید می کنم که بنده می پذیریم که باید دانشجو حاصل کار علمی اش را ارائه دهد اما این رویه را با این حاشیه ها نمی توانم هضم کنم. (ازبلاگ جعفریان، رسول)

نظرات درباره این پست

ثبت نظر

آدرس ایمیل شما در هیچ قسمت از سایت نمایش داده نخواهد شد*

نظر هر کس نشان از تفکر ایشان است پس ما هیچ مسئولیتی در قبال نظر دیگران نداریم.*

آخرین نظرات

سلام دوست بزرگوار... خبری که متنشو بگیری از یک سایت دیگه معمولا منبع را ذکر می کنند... شما چرا قانون اولیه مطبوعا...

سلام دوست عزیز.... منبع خبر را میزدید خوب نبود...این خبری را که کار کردید از یک سایت دیگه گرفتید...پس براساس قانون ...

با سلام وتشکر از مدیر محترم سایت...که پوشش خبری خوبی دادن...احسن به خانم دکتر عایشه اونق انصافا بانویی متدین و دل...

با سلام و خسته نباشید خیلی ببخشید ولی ای کاش بجای گفتن سخن ران ها یکم درمورد خود شخص قادیر گوکلانی مینوشتین که ...

اولویت های اقتصادی استان گلستان در فضای پسا تحریم عظیم قرنجیک این روزها در شرایط پسا تحریم ، اقتصاد کشور روزه...

اولویت های اقتصادی استان گلستان در فضای پسا تحریم (((توجه . توجه : جهت درج در ماهنامه گل صحرا))) عظیم قر...

ح

انشالله شاهد برگزاری بیشتر چنین مراسم هایی در سطح استان و شهر باشیم. آرزوی موفقیت برای قاریان و استادان محترم.

ح

انشالله از هوشش در راه صحیح استفاده کنه!

سلام ممنون خبر جالبی بود. برای این دختر خانوم باهوش آرزوی موفقیت میکنم.

خدا قوت . شماره 9 به بعد در سایت دیده نمیشود.

پیوند های مرتبط

آمار و ارقام سایت

کل بازدید سایت 385843
بازدید امروز 180
بازدید دیروز 762
بازدید هفته 4680
بازدید ماه 15316